شعر نو ( اره دیگه نمی شناسیم) (خودم گفتم )

خرید بک لینک

امکانات وب

Ùx85ØxadبÙx88ب ترÛx8cÙx86 Ùx87ا

اره دیگه نمی شناسیم آخه من یار سابقت بودم

یه روز توی بی کسیهات منه دیوونه عاشقت بودم

اره دیگه یادت نمیاد که واست کی غصه می خورد

اگه که بغضت می گرفت هزار دفعه برات می مرد

 

من واسه تو می مردمو تو واسه یکی دیگه

حالا غم رفتن تو قصه عاشقی میگه

نه دیگه یادت نمی یاد دلواپس چشات بودم

نگومنو یادت نمی یاد منی که پابه پات بودم

 

به درک اگه دلم هنوزم دوست داره

به درک اگه چشام داره شب وروز می باره

به درک اگه هنوز غصه می خورم واسه شب تنهاییهات

به جهنم که دلم عشق تورو فقط می خواد

 

هزارتاچشم دیدم ولی هیچ کدوم چشم تو نشد

هزارتاعشق رنگی دیدم هیچ کدوم عشق تو نشد

بامن چی کار کردی گلم دارم ازعشقت آب میشم

برام مثه یه خواب شده یه روزی برمی گردی پیشم

برام یه آرزو شده دیدن دوباره تو

دیگه سوسو نمی زنه توشب این ستاره تو

قطره اشکامو ببین رو گونه هام سرازیرن

تو ازخداته نامهربون یه روزی تنها بمیرم

تو ازخداته دل من خورد بشه شکسته شه

این کارارو بکن شایددل یه روزی خسته شه

 

ازعشق نمیشه راحت گذشت مگه اینکه هوس باشه فهمیدی

                                                  

عشق ورسوایی ...

ما را در سایت عشق ورسوایی دنبال می‌کنید

برچسب: شعر"شعر"سروده های پریسا محمدیها"اره دیگه نمی شناسیم "شعرنو"پریسا محمدیها, نویسنده: بریسا محمدیها بازدید: 383 تاريخ: سه شنبه 4 آذر 1393 ساعت: 10:51

صفحه بندی