اره دیگه نمی شناسیم آخه من یار سابقت بودم
یه روز توی بی کسیهات منه دیوونه عاشقت بودم
اره دیگه یادت نمیاد که واست کی غصه می خورد
اگه که بغضت می گرفت هزار دفعه برات می مرد
من واسه تو می مردمو تو واسه یکی دیگه
حالا غم رفتن تو قصه عاشقی میگه
نه دیگه یادت نمی یاد دلواپس چشات بودم
نگومنو یادت نمی یاد منی که پابه پات بودم
به درک اگه دلم هنوزم دوست داره
به درک اگه چشام داره شب وروز می باره
به درک اگه هنوز غصه می خورم واسه شب تنهاییهات
به جهنم که دلم عشق تورو فقط می خواد
هزارتاچشم دیدم ولی هیچ کدوم چشم تو نشد
هزارتاعشق رنگی دیدم هیچ کدوم عشق تو نشد
بامن چی کار کردی گلم دارم ازعشقت آب میشم
برام مثه یه خواب شده یه روزی برمی گردی پیشم
برام یه آرزو شده دیدن دوباره تو
دیگه سوسو نمی زنه توشب این ستاره تو
قطره اشکامو ببین رو گونه هام سرازیرن
تو ازخداته نامهربون یه روزی تنها بمیرم
تو ازخداته دل من خورد بشه شکسته شه
این کارارو بکن شایددل یه روزی خسته شه
ازعشق نمیشه راحت گذشت مگه اینکه هوس باشه فهمیدی

عشق ورسوایی ...
ما را در سایت عشق ورسوایی دنبال میکنید
برچسب: شعر"شعر"سروده های پریسا محمدیها"اره دیگه نمی شناسیم "شعرنو"پریسا محمدیها, نویسنده: بریسا محمدیها بازدید: 383