خدایا اون روز که منو زاده کردی
میون این همه دل دل منو ساده کردی
کاش گفته بودی زندگی صد بازی داره
از صد نفر غمگین چند نفر راضی داره
کاش گفته بودی زندگی بالا وپایین داره
غم وغصه شب وروزای غمگین داره
کاش گفته بودی تنهایی ادامه داره تاابد
ای خدا دست روزگار منو نوازشم نکرد
خیلی سخته زنده باشی وتو بی کسی رهات کنن
زندگیتو آتیش بزنن وبی صدات کنن
کاش گفته بودی یه روز میاد که نفس هامون یکی یکی آه بشن
رفیقهای جون جونی رفیق نیمه راه بشن
کاش گفته بودی اونی که برات دم از رفاغت می زنه
یه روزی میاد که قید تو راحت می زنه
کاش گفته بودی گریه کردن هست غصه خوردن هست
تو تموم باختنها مون به بی کسی دل سپردن هست
کاش هیچ نگاهی به راهی منتظر نمی موند
کاش هیچ دلی عشقش رو به خاطر هوس نمی روند
ساده ساده اومدیم و ساده ساده می ریم
یه روزی تو بی کسی جون می دیم ومی میریم
عشق ورسوایی ...
ما را در سایت عشق ورسوایی دنبال میکنید
برچسب: شعر"شعر"سروده های پریسا محمدیها""شعر"شعر"سروده های پریسا محمدیها""وبلاگ عشق ورسوایی, نویسنده: بریسا محمدیها بازدید: 383