آرزو داشتم یه روزی
روی سینش جون بدم
آخه قول داده بودم
عشق و بهش نشون میدم
آرزوم بود یه روزی
آرزوی دو تا چشماش
آرزو داشتم یه روزی
بشم آرزوی فرداش
آرزوهام و هوس کشت
وقتی دل سپرده بودم
عاشقش بودم آخه من به
اسمش قسم خورده بودم
هوس عشقمونو ازهم پاشید
چراازعشق من ترسید
رفت وهیچ وقت منه
بی کس رو نفهمید
واسه ی چشاش می مردم آخه
غصه شو می خوردم
آخه یه جوری شده بود
هرجا کم می آوردم
اسمشو همش می بردم
خاطره هایی که گذاشته تو دلم سنگینه
آخه یه عمریه قلبم ازرفتن اون غمگینه
ما را در سایت عشق ورسوایی دنبال میکنید
برچسب: شعر"شعر"سروده های پریسا محمدیها""شعر"شعر"سروده های پریسا محمدیها""وبلاگ عشق ورسوایی, نویسنده: بریسا محمدیها بازدید: 463